محمد مهدى ملايرى

402

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

و ديگر اينكه محبت خود را از كسانى كه به وى كينه مىورزند دريغ ندارد . و ديگر اينكه در كسب منابع بزرگ اين جهان از نادانان پيروى نكند ، و اما از سود آن جهان نادان را بهره‌اى نيست . و ديگر اينكه به هيچ كارى دست نزند مگر پس از تحقيق و انديشه و تأمل . و ديگر اينكه فراخى زندگى وى را به كبر و نخوت مبتلا نسازد و تنگدستى هم او را به زبونى و ذلت نكشاند . و ديگر اينكه در رفتار خود با دشمن خويش روشى برگزيند كه با آن وى را از حكم حاكم بيمى نباشد و با دوست خود نيز آن‌گونه رفتار كند كه با آن به عقوبت حاجت نيفتد . و ديگر آنكه هيچ‌كس را آن اندازه كوچك مشمرد كه وى را شايستهء فروتنى نداند ، و مردم بىنوا را از توانگران فروتر ننهد مگر آنكه توانگر دانشمند و بينوا نادان باشد . و ديگر آنكه مردم هرزه و اهل فحشا را گرامى ندارد هرچند از نزديكان و توانگران و يا از همگنان و معاشران باشند . و ديگر اينكه در آزار ديگران پيشدستى نكند و آزار را با آزار پاداش ندهد ، اگر بر دشمنى چيره گرديد از آنچه مقتضاى حق و عدل است تجاوز نكند . و ديگر اينكه هواى نفس در برابر عقل وى ناچيز باشد . و ديگر اينكه ناتوان را خوار نشمرد و از كوشش در راه خرد و حكمت دريغ ندارد . و ديگر اينكه گناهى كه در گذشته مرتكب شده و از فرجام بد آن سالم جسته او را دلير نسازد تا دوباره به آن برگردد . و ديگر اينكه در هيچ حالتى شكيبايى و وقار خود را از دست ندهد و به ستايش ستايشگران كه او را به چيزى مىستايند كه خود مىداند در او نيست شادمان نگردد .